+ زنان فداکار

زنان فداکار صدر اسلام

حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

او اولین زنی بود که ایمان آورد و نماز خواند. او زنی صاحب اخلاق و فضیلت و متمول و از قبیله بنی هاشم بود که بعداز سفر پیامبر بخه شام به جهت توصیفاتی که از او شنیده بود تصمیم گرفت با پیامبر ازدواج کند و تا او زنده بود پیامبر همسر دیگری نگرفت.

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ثروتنمندترین زن عرب بود که تمام ثروت خود را در راه پیشرفت اسلام به پیامبر داد.

وقتی در سال سوم هجرت حضرت خدیجه مریض شد پیامبر به دیدن او آمد و فرمود:

ای خدیجه آیا میدانی که خداوند در بهشت تورا برای من تزویج نوده است؟


بانوان از جهات گوناگون درقیام عاشورا نقش داشتند که به طور فشرده به آنها اشاره می کنیم:
1- نقش ناپیدا و غیر مستقیم

مردانی که درقیام عاشورا حماسه آفریدند. هر کدام دست پرورده و تربیت شده دامن زنان شجاع، فدا کار و مومنی بودند.

و این ام البنین(1) آن بانوی فداکار و با ایمان بود که فرزندی همچون عباس به اسلام تحویل داد. این ماجرا به خوبی نشان می دهد که بهره مندی جامعه از انسانهای بزرگ، تاریخ ساز و فداکار نیازمند آن است که دردرجه نخست باید از وجود زنان شجاع، با ایمان، عفیف و فداکار و... بهره مند باشد.

2- ترغیب و تشویق شوهران و فرزندان خود به حضور در صحنه

زنان علاوه بر آنکه از جهت تربیت حماسه سازان کربلا، در قیام عاشورا نقش مهمی را ایفا کردند از جهت ترغیب و تشویق شوهران و فرزندان خویش چه پیش ازعاشورا و چه در روز عاشورا سهم بسزایی داشتند.

یکی از یاران فداکار و با وفای امام حسین (ع) زهیر بن قین است. زهیربن قین از چنان شایستگی و لیاقتی در صحنه کربلا برخوردار بود که از سوی امام حسین (ع) به فرماندهی جناح راست سپاه منصوب گردید. (2) چنین شخصیتی با این همه عظمت و بزرگواری درآغاز دریاری کردن امام (ع) مردد بود و بر اثر تشویق و هشدار همسرش - دیلم دختر عمرو - در راه حسین (ع) گام نهاد. شاید اگر زهیر از همراهی چنین همسری برخوردار نبود. به آن همه افتخار و ایثار دست نمی یافت.

یکی از زنان فداکار و نمونه مادر وهب بن عبدالله کلبی است. او همراه فرزند و عروس خود درصحنه کربلا حضور یافتند. در روز عاشورا مادر وهب به فرزندش گفت:

فرزندم برخیز فرزند رسول خدا (ص) را یاری کن. (3)

3- حضور در نبرد

دراسلام جنگیدن و شرکت در صحنه های پیکار و جهاد ابتدایی بر زنان واجب نگردیده است. حتی در صحنه کربلا نیز یک امر دفاعی بود. بنابر صلاح دید اندیشه امام حسین (ع) که کاملا نیز طبیعی است به زنان اجازه نبرد کارزار نداد. از این رو زنان در نبرد عاشورا حضور نظامی نداشتند. درروز عاشورا تنها دو زن به میدان نبرد رفتند که امام حسین (ع) آنان را بازگرداند.(4)

شاید دلیل آنکه در روزعاشورا امام حسین (ع) به زنان اجازه نبرد نداد با اینکه رسول خدا (ص) در شرایط اضطراری همانند جنگ احد و حنین به آنان اجازه نبرد می داد، این باشد از یک سو جنگیدن زنان، در حفظ جان مقدس امام حسین(ع) بی تاثیر بود. و از سوی دیگر براثر کشته شدن زنان، معلوم نبود امام سجاد(ع) به چه سرنوشتی گرفتار می گردد. از سوی دیگر چنانچه می دانیم در قیام امام حسین(ع) مسئولیت پیام رسانی نهضت عاشورا برعهده زنان نهاده شد و در صورتی که زنان کشته می شدند نهضت امام حسین(ع) ناتمام می ماند به احتمال زیاد مجموع عوامل گذشته دلیل عدم اجازه امام(ع) به زنان برای حضور در نبرد بود.

4- مسئولیت زنان پس از عاشورا

گفتیم که هدف نهضت و قیام حسینی برانگیختن حساسیت دینی و مذهبی مسلمانان و بیدارکردن وجدان های خفته آنان بود.

امام صادق(ع) در زیارت اربعین می فرمایند: خون پاکش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی نجات بخشد. (5)

هنگامی که می خواستند کاروان اسیران را از کربلا به کوفه حرکت دهند، آنان را از کنار کشته های شهدا حرکت دادند. وقتی زنان بر بالین عزیزان خود رسیدند، چنان منظره دلخراشی آفریدند که مشاهده آن سنگدل ترین اشخاص را متأثر و ناراحت کرد و در آن صحنه زینب کبری(س) با بدن برادر خود سخن گفت. سخنان حضرت زینب کبری(س) در آن موقعیت دوست و دشمن را به گریه واداشت. (6)

در طول سفر کاروان اسیران، هریک از زنان اهل بیت در موقعیت مناسب برای مردم به سخنرانی می پرداختند.

به عنوان نمونه

حضرت زینب کبری(س)

یکی از سخنرانی ها، سخنرانی زینب کبری(س) در کوفه بود. سخنان حضرت زینب(س) در کوفه چنان تأثیری در مردم گذاشت که راوی گوید: پس از خطبه زینب(س) مردم را دیدم که از شدت پشیمانی حیرت زده دستان خود را به دندان می گزند و در آن میان پیرمردم سالخورده ای را در کنار خود مشاهده کردم که چنان می گریست که محاسن سپیدش از اشک تر شده بود.(7)

از سخنرانی دیگری که در کوفه ایراد شد، سخنرانی فاطمه دختر امام حسین(ع) بود او نیز با سخنان کوبنده و آتشین خود مردم کوفه را زیرباران نکوهش و ملامت قرارداد. سخنان اونیز آن چنان در مردم اثر کرد که همه به گریه افتادند و گفتند:

ای دختر پاکان، بس است! دل های ما را سوزاندی، سینه های ما را تنگ کردی و اندرون ما را آتش زدی.(8)

پس از او ام کلثوم دختر امیرمؤمنان برای مردم به ایراد سخن پرداخت. پس از سخنان او آن چنان مردم منقلب شدند که راوی می گوید پس از سخنان ام کلثوم صدای ضجه و گریه و زاری مردم بلند شد. زنان موی خود را پریشان کردند و خاک بر سر خود می ریختند. صورت های خود را خدشه می زدند و سیلی به صورت خود می نواختند و مرگ و نابودی خود را درخواست می کردند و مردان نیز می گریستند هیچ زن و مردی دیده نشده مثل آن روز گریه کنند.(9)

درتمام این سخنرانی ها تلاش اهل بیت بر بازگو کردن جزئیات حوادث کربلا به چشم می خورد و این مطلب علاوه بر آنکه سبب برانگیختن احساسات مردم می گردید. حادثه کربلا را از خطر تحریف و دستبرد حفظ می کرد و مجال هرگونه شایعه پراکنی و شایعه سازی را از حکومت امویان می گرفت.

علاوه بر اهل بیت که مسئولت اصلی پیام رسانی نهضت امام حسین(ع) را به عهده داشتند، زنان در شهرهای دیگر با عزاداری و گریه های خود پیام نهضت حسینی را به مردم می رساندند و به این وسیله وجدانهای مردم را از خواب گرانی که در آن فرو رفته بودند بیدار می کردند.

وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) به مدینه رسید. اسماء دختر عقیل با گروهی بر سر قبر پیامبر(ص) رفتند و در آنجا ناله سردادند و انصار را این گونه مخاطب قرار دادند:

چه خواهید گفت در پاسخ پیامبر اکرم(ص) در روز قیامت که فقط سخن صدق پذیرفته می شود؟ وقتی آن حضرت از شما پرسید: چرا عترت مرا یاری نکردید و شما آنان را در مقابل ستمگران تنها گذاردید و تسلیم ظالمان کردید.

امروز نیز در پیشگاه خدا کسی را شفاعت نمی کند. (10)

امروز نیز بر زنان مسلمان و فداکار لازم است تا با حفظ عفت و پاکدامنی خود، پیام آزادی خواهی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی نهضت حسینی را به همه انسانها برسانند و با حفظ یاد و خاطره شهیدان کربلا در جامعه و حضور در صحنه های سیاسی در مواقع مناسب و لازم روحیه ظلم ستیزی و مبارزه با بی عدالتی و فحشاء و منکرات را در جامعه زنده نگهدارند.

نویسنده : ستایش محبی ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک